X
تبلیغات
تبسم خورشید - معجزه پیامر(ص) شق القمر

تبسم خورشید

آموزش ابتدایی.علمی.آموزشی.فرهنگی

شق القمر

 

خداوند در : آیات 1 تا 3 سوره قمر می فرماید:« اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ (1) وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ (2) وَ کَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ کُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ (3)»ترجمه:قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت. و هر گاه نشانه و معجزه‏ ا ى را ببینند اعراض کرده مى‏ گویند: این سحرى است مستمر! آنها (آیات خدا را) تکذیب کردند و از هواى نفسشان پیروى نمودند و هر امرى قرارگاهى دارد.در آیه نخست از دو حادثه مهم سخن به میان آمده: یکى نزدیک شدن قیامت است که عظیم ترین دگرگونى را در عالم آفرینش همراه دارد و سرآغازى‏ است براى زندگى نوین در جهان دیگر، جهانى که عظمت و گستردگى آن براى ما زندانیان عالم دنیا قابل درک و توصیف نیست.و حادثه دیگر معجزه بزرگ شق القمر است که هم دلیلى است برقدرت خداوند بزرگ بر هر چیزو هم نشانه ‏اى است از صدق دعوت پیغمبر گرامیش ذکر این دو حادثه با هم، همان گونه که جمعى از مفسران گفته‏ اند، به خاطر آن است که اصولا ظهور پیامبر اسلام ص که آخرین پیامبران الهى است خود از نشانه‏ هاى نزدیکى قیامت است، به همین جهت در حدیثى از خود پیامبر (ص) مى‏ خوانیم که فرمود:« بعثت انا و الساعة کهاتین‏ »ترجمه: مبعوث شدن من و قیامت همچون این دو است « تفسیر فخر رازى جلد 29ص 29» (اشاره به دو انگشت مبارکش که در کنار هم قرار گرفته  ).

از سوى دیگر شکافتن ماه خود دلیلى است بر امکان به هم ریختن نظام کواکب و نمونه کوچکى است از حوادث عظیمى که در آستانه رستاخیز در این جهان رخ مى ‏دهد، چرا که تمامى کواکب و ستارگان و زمین در هم مى ‏ریزند و عالمى نو به جاى آنها ایجاد مى‏ شود.

طبق روایات مشهور که بعضى ادعاى تواتر آن نیز کرده ‏اند مشرکان نزد رسول خدا ص آمدند و گفتند: اگر راست مى ‏گویى و تو پیامبر خدایى ماه را براى ما دو پاره کن! فرمود: اگر این کار را کنم ایمان مى ‏آورید؟ عرض کردند آرى- و آن شب، شب چهاردهم ماه بود- پیامبر ص از پیشگاه پروردگار تقاضا کرد آنچه راخواسته‏ اند به او بدهد ناگهان ماه به دو پاره شد، و رسول اللَّه آنها را یک یک صدا مى ‏زد و مى‏ فرمود: ببینید"! « مجمع البیان" و کتب تفسیر دیگر ذیل آیه مورد بحث».


در اینکه چگونه ممکن است این کره عظیم آسمانى شکافته شود،و وجود چنین حادثه ‏ا ى چه تاثیراتى بر کره زمین و منظومه شمسى مى ‏گذارد؟ و چگونگى جذب دو نیمه ماه بعد از شکافتن، و اینکه چگونه ممکن است چنین حادثه‏ اى رخ داده باشد و تواریخ جهان ذکرى از آن به میان نیاورند؟ و سؤالات دیگرى در این زمینه به خواست خدا در بحث نکات مشروحا از آن سخن خواهیم گفت.نکته‏ اى که ذکر آن در اینجا لازم است اینکه بعضى از مفسران که تحت تاثیر پاره‏ اى از القائات سوء قرار گرفته ‏اند، و هر گونه انجام عمل خارق عادتى را (جز قرآن) براى پیامبر اسلام ص منکر شده ‏اند، با توجه به وضوح آیه فوق و کثرت روایاتى که در این زمینه در کتب علماى اسلام نقل شده به زحمت افتاده ‏اند که چگونه این خارق عادت را توجیه کنند و طورى از کنار آن بگذرند که جنبه اعجاز آن نفى شود.ولى حق این است که مساله" شق القمر" به صورت اعجاز انجام گرفته، و آیات بعد شواهد روشنى بر این امردر بر دارد، چه خوب بود آنها در آن اعتقاد نادرست تجدید نظر مى کردند تا بدانند که پیامبر اسلام ص نیز معجزات و خارق عادتى داشته، و اگر آیاتى از قرآن آن را نفى مى‏کند اشاره به"معجزات اقتراحى" است که گروهى بهانه‏ جو مطرح مى‏ کردند، نه قصد پذیرش حق‏ داشتند، و نه بعد از انجام آن تسلیم حق مى ‏شدند،ولى معجزاتى که براى تحقیق حقیقت مطالبه مى‏ شد از سوى پیغمبر ص انجام مى ‏گرفت، و شواهد فراوانى بر این امر در تاریخ زندگى آن حضرت وجود دارد.
سپس در قران مى ‏افزاید:" مخالفان لجوج هنگامى که نشان و معجزه‏ اى را بر صدق دعوت تو مى ‏بینند اعراض کرده، مى‏ گویند این سحرى است مستمر"! .تعبیر به" مستمر" اشاره به این است که آنها معجزات مکررى از پیامبر اسلام ص دیده بودند که شق القمر ادامه آن بود، آنها همه را بر تداوم سحر حمل مى ‏کردند، و آن را" سحرى مستمر" مى‏ پنداشتند، هر چند این تهمت بهانه ‏اى بود براى عدم تسلیم در مقابل حق. بعضى از مفسران" مستمر" را به معنى" قوتمند" تفسیر کرده ‏اند (چنانکه مى‏ گویند" حبل مریر" یعنى طناب محکم) و بعضى آن را به معنى" گذرا و ناپایدار" تفسیر نموده ولى ظاهر همان تفسیر اول است. در آیه بعد به نکته مخالفت آنها، و همچنین به نتیجه شوم این مخالفت، اشاره کرده، مى ‏افزاید:" آنها تکذیب کردند، و از هواى نفسشان پیروى نمودند، و هر امرى قرارگاهى دارد.سرچشمه مخالفت آنها و تکذیب پیامبر اسلام ص یا تکذیب معجزات و دلائل او، و همچنین تکذیب رستاخیز و قیامت، پیروى از هواى نفس بود، تعصبها و لجاجتها و خودخواهیها به آنها اجازه نمى‏ داد که دربرابر حق تسلیم شوند،و از سوى دیگر علاقه به بى بند و بارى براى کامجویى از لذات بدون هیچ قید و شرط، و آلودگى به هر گناه و ستم، مانع از این بود که دعوت حق را پذیرا شوند، چرا که قبول این دعوت مسئولیت آفرین بود.همیشه چنین بوده، و همواره چنان خواهد بود که مانع بزرگ در مسیر حق" هواپرستى" است.
منظور از جمله" وَ کُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ ":" هر چیز قرارگاهى دارد" این است که هر کس به سزاى عمل خویش مى‏ رسد، قرارگاه نیکى نیکانند، و قرارگاه شر بدانند. این تعبیر احتمالا اشاره به این حقیقت است که هیچ چیز در این عالم از میان نمى‏ رود، و هر کار نیک و بدى ثابت و باقى مى ‏ماند تا انسان جزاى آن را ببیند.
شق القمر یک معجزه بزرگ پیامبر اسلام ( ص )
گرچه بعضى از کوتاه‏ نظران اصرار دارند که این معجزه را طورى توجیه کنند که از صورت یک خارق العاده خارج شود، چنان که گفته ‏اند: آیه فوق از آینده خبر مى ‏دهد، و مربوط به" اشراط ساعت" یعنى حوادث قبل از قیامت است، ولى قرائن متعددى در آیه وجود دارد که تاکید بر وقوع یک اعجاز مى ‏کند، از جمله ذکر این موضوع به صورت" فعل ماضى" که نشان مى‏ دهد" شق القمر" واقع شده است